خرید بک لینک




سلام علاقه جان

حالت چگونه است؟

گمان کنم کمی دلخوری

اندکی دلگیر به این نیامدن من - نبودن هایم

شاید هم کمی خسته از دورها شده ای

خسته از بعیدهای بد - فاصله ها

اما

علاقه جان

ما هم چنان زنده ایم به این ، سلام

به اینکه به هم سلام می نویسیم

و هم را به خواب هم شده - می بینیم

زنده ایم به این که باور را باد نمی برد

و باد را خواب

به این که هم را دوست می داریم

و برای هم بوسه می فرستیم به فراوانی

زنده ایم

و به چشمان هم می اندیشیم

عزیز قشنگم

ممنون که این سلام را می خوانی

و لبخندت را بر ماه می زنی

و ماه هرشب می تابد و شب در خواب من می خندد

ممنون که هروقت دلم تنگ می شود

چنین ساکت و آرام و پر مهر

در گوشه ای از قاب می نشینی

و سطرسطر حرف هایم را جان می دهی

جانی که درسطر راه می رود

به کوه و دریا  می برد

و در مهربانی دستهایت آرام می گیرد

چقدر تو مهربانی این جا

در واژه واژه مهربانی و از سطر تا صفحه - مهربان تر

نازنین گلم!

نه! تو دلگیر نیستی - دلخور نمی شود

فقط دلت برای هوای این همه من تنگ می شود

باید برایت بیشتر بنویسم

از آفتاب این فصل

از آسمان بی باران و بی ترانه

عطش تند مرداد

مرا ببخش که بیشتر دلم برای تو تنگ شده بود

مرا ببخش که دلتنگی هایم آزارت داد

که غمگین هایم حالت را کمی گرفت، اما

باور کن فقط همین نوشتن های ساده

همین سلام های بی دلیل

همین دوستت دارم های مدام و مداوم است

که این همه مرا آرام می کند

که می دانم توازتمام واژه ها زیباتر

و از تمام رویاها نزدیکتری

و باور تو عین زندگیست

علاقه ی همیشگی و مدام

ممنون که این همه دلتنگی مرا می خوانی

و باز مهربان

در قاب خویش نشسته ای

و به من نگاه می کنی و می خندی

دوباره سلام

زود می ایم

گلم......



گلی نوشت: تو راه برو من نیز همانند نسیم تمام روزهایم را با گندمی که نفروخته ام

درهیاهوی بودن باد - دل خوش تو می شوم.....

سکوتت را به گندمزار بودنها و نبودنها به جان می خرم...فقط توقول بده باآسمان بخندی!

آسمان نوشت: تو گریه می کنی ماه دستمال خیس به سرش می بندد!

بهانه نوشت: هرچه فکر می کنم حرفی نمی ماند جز نگاه تو

همین که تو نگاهم کنی برایم کافی ست


منبع:
http://bahar-sabz.mihanblog.com

برچسب: نویسنده: نتال تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1391 ساعت: 4:04

صفحه بندی

آرشیو مطالب

خبرنامه